رضا قليخان هدايت

1663

مجمع الفصحاء ( فارسي )

به نام خدا 354 قاضى هجيم آملى طبرستانى مولانا محمد بن حسن بن اسفنديار آملى صاحب تاريخ طبرستان كه تصنيفى است فاضلانه نوشته است كه وى مردى زاهد و عالم و فاضل بود و تربت او بر در مشهد شمس آل محمد به محلهء عوامه‌كوى واقعست و قصيده‌يى در مطايبه ازو نقل كرده كه به لغات ثلاثه عربى و عجمى و طبريست كه بر وجه طيبت به يكى از فضلاى طبرستان فرستاده اى به فرهنگ و علم دريائو * ليس ما را بجز تو همتائو منم و تو كه لا حياء لنا * هزل را كرده‌ايم احيائو من به شعر و نجوم حمق و جنون * تو به آرايش و به فتوائو لى و لك از دو چيز تقصير است * گرچه هستيم هر دو دانائو ليس لى عقل و لا حياء ترا * هر دو را غالبست سودائو هست فى الفشم جاى خنديدن * نيست در چشم ذرّه‌يى مائو مضحكات آيد از خواطر ما * همچو در از ميان دريائو هر دو را تن دو است و جان واحد * هر دو دل كرده‌ايم يكتائو خانهء خويش دان تو خانهء من * چون عطارد به برج جوزائو زوجتى هر شبى يخاصمنى * بيننا هر شبى محاكائو مر مرا گويد او كه اى احمق * تا كى اين شعر و اين مجابائو